زيارت؛ روستاي مخروبه يا شهر توسعه نيافته

روستاي زيارت در نزديكي شهر گرگان كه از جنوب با جنگل انبوه مجن و ابر شاهرود و از شمال به پارك جنگلي ناهارخوران مجاور است، تا اوايل دهه 80 يكي از روستاهاي زيبا و بكر كشور به شمار مي رفت و نقطهاي هدف براي گردشگران داخلي و خارجي بود. اما در سالهاي اخير به دليل ساخت و سازهاي غيرمجاز در آستانه نابودي كامل قرار دارد.
در اينكه شمار زيادي از روستاهاي گردشگري و منابع طبيعي اين سرزمين به لطف وجود علاقمندان حضور ناهمگون در طبيعت از بين رفته، بين زيارت و ديگر نقاط فرقي نيست؛ اما درد زيارت تنها احداث ويلاهاي مدرن نيست چراكه آپارتمان و در مواقعي برجها در ميانههاي روستا سر به فلك كشيده و هر واحد آن به طور مجزا به تهراني و ترك و كرد و لر و اصفهاني فروخته شده است. روندي كه تا چند سال آينده از بافت بومي و سنتي زيارت هيج باقي نخواهد گذاشت.
در زيارت ويلاسازي نمي كنند كه حداقل در هر ويلايي، حياط و باغچه و درختي است. در زيارت آپارتمان سازي مي كنند و عملي را مرتكب مي شوند كه به هيچ روي نميتوان به سادگي از كنار آن گذشت. زيارت به تيغ لودرها سپرده شده و بوميان ناآگاه به خيال خوش تصاعد قيمت زمين، باغات و مراتع سبز را به بساز و بفروشها تقديم ميكنند. اين در حالي است كه زيارت مي توانست با توجه به جاذبه هاي فراوان گردشگري سرمايه زندگي چندين نسل باشد و هيچ سرمايه اي بهتر از داشتن سبزينگي و جاودانگي نيست. اما افسوس كه عدم برنامه ريزي صحيح مسئولان و طمع سوداگران دست به دست هم داد تا زيباروي گرگان را به چنين شرايط ناپسندي دچار كند. در حال حاضر مردم زيارت خود نمي دانند كه املاك پدريشان روستاست يا شهر.
با ساخت جاده آسفالته اي كه به بهانه سرويس دهي به روستاييان از ناهارخوران به زيارت احداث شد، راه اتومبيلهاي شيك و مدل بالا به روستا باز شد و اندك مردمي كه هنوز مشغول زندگي سنتي خود هستند و طبق عادت با طنين صداي خروس روستا در دل كوه برمي خيزند، با نگاه هاي متعجب و متأثر به غريبه ها مي نگرند و گذر حيوانات باركش خود را از كنار بنز و بيامو با حيرت و تأسف نظاره مي كنند و با ابهام به آينده تاريك زيارت مي انديشند، زيارتي كه زيبا بود، بهشتي پنهان بود و جايگاه گردشگراني كه براي لذت بردن از طبيعت ناب به آنجا مي رفتند.
امروزه زمين هاي زيارت با سرعت در حال تفكيك و فروش است، درختان فرو مي افتند و به جاي آنها سيمان و آهن مي رويد. به جاي چمن هاي سبز و معطر، آسفالت داغ بر زمين ميريزند و صداي اتومبيل ها و كاميون هاي حامل مصالح ساختماني، جايگزين قهقهه كودكان و پرندگان مي شود.
سردر مغازه هاي روستا كه حالا تعدادشان چندين برابر شده، به جاي گيوه و گليم، پارچه هايي با عنوان مشاور املاك آويخته اند. چراكه در حال حاضر بيشترين تعداد مغازه هاي فعال در زيارت را مشاورين املاك به خود اختصاص داده اند و بيشترين شغل ايجاد شده، در زمينه ساخت و سازهاي ساختماني است.
گفتني است تقويت جاذبه هاي توريستي، به ويژه گردشگري طبيعت، مستلزم مديريت كارآمد و دورانديشي است و زيارت روستايي بود كه با سرمايه گذاري اندك مي توانست همچنان سبز و شاداب، چون نگيني درخشان بر فراز گرگان جلوه گري كند اما متأسفانه مسئولان گرگان نه تنها به تقويت جاذبه هاي گردشگري زيارت اهتمام نورزيدند، بلكه با سهل انگاري اجازه دادند، اين گنجينه از بين برود، در حالي كه مي شد با كمي درايت و دورانديشي، از اين تخريب بي جهت جلوگيري كرد.
هماكنون هم با روندي كه در زيارت شاهديم ، ظاهراًبايد با زيارت خداحافظي كرد و فقط به خاطراتش دل خوش بود.