مقبره پیر نجمالدین سمنانی یادمان یک واقعه تاریخی و ملی
یادمان یک واقعه تاریخی و ملی
در انتهای خیابان پیر نجمالدین سمنان و در گورستانی به همین نام، بقعهای منسوب به پیر نجمالدین دادبخش یا تاج بخش وجود دارد. از شجره نامه مدفون این آرامگاه اطلاع صحیحی در دست نیست ولی عدهای وی را یکی از سرداران ملی سمنان در حمله مغولها میدانند.
بعد از جنایات وحشیانه سپاه مغول در سمنان و رفتن آنها بسوی خوار و ری، افرادی که از قتل عام در سمنان، جان به در برده بودند، جنازه پیر حسین علمدار را جلوی دروازه عراق(ری) و جنازه پیر نجم الدین دادبخش را جلوی دروازه خراسان دفن کردند و برای یادبود این واقعه تاریخی ملی و جاوید نگه داشتن خاطره جانبازان میهنپرست شهر خود و تجلیل از روح پر فتوح سرداران با شهامت و افتخار آفرین، آرامگاههای آبرومندی برای هر یک بنا کردند که تاکنون باقی و پا برجاست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه سمنان، در این گزارش سعی شده در گفتوگو با افراد محلی، مطلعین، یادداشتها و اسناد میراث فرهنگی استان از زوایای مختلف به مقبره بسیار قدیمی پیر نجمالدین سمنانی پرداخته شود.
میدان پیر نجم الدین سمنان در حد فاصل میدان پیروزی و خیابان هفتم تیر جنوبی، یکی از میدانهای قدیمی شهر سمنان است که یک مقبره خشتی بسیار قدیمی در وسط این میدان توجه هر رهگذری را به خود جلب میکند.
طبق گفته حاضران در این محل، این مکان در قدیم به عنوان یکی از قبرستانهای بزرگ سمنان شناخته میشده، به طوری که در حال حاضر تمامی این قبرستان به جز، همین مقبره بسیار قدیمی و چند قبر کوچک در کنار آن، به فضای ورزشی، ورزشگاه، محل مسکونی، مغازه و خیابان تبدیل شده است.
یکی از حاضران در محل که به گفته خودش بیش از 30 الی 40 سال در این محل زندگی میکند، به یکی از خانههای اطراف این میدان اشاره میکند و میگوید: این خانه که اکنون در حال ساخت و ساز است، در قدیم غسالخانه قبرستان بوده است.
وی همچنین روایت جالبی از آوردن جنارهها به این قبرستان و طواف دادن آنها میکند و میگوید: در زیر این مقبره بسیار قدیمی یک طاق خشتی تعبیه شده است. در قدیم و زمانی که اینجا تنها به عنوان گورستان شناخته میشد، مردم جنازههای افراد متوفی را از ضلع جنوبی مقبره( سمتی که ورزشگاه در آن ضلع ساخته شده است) وارد قبرستان میکردند و از آن سمت از زیر طاق مقبره پیر نجم الدین عبور میدادند و از ضلع شمالی مقبره خارج میکردند و به داخل غسالخانه میبردند.
یکی دیگر از اهالی این محل در جواب این سوال که چرا این مقبره بسیار قدیمی تابلویی یا شجره نامهای ندارد؟ به گوشهای از دیوار خشتی این آرامگاه که با زغالهای سیاه، اشکال جور واجور زیادی روی آن کشیده شده بود، اشاره کرد و گفت: تابلویی در این قسمت نصب شده بوده است که اسم آرامگاه بر روی آن نوشته شده بوده، ولی میراث فرهنگی آن را کنده و برده است.
به گزارش ایسنا، مقبره پیر نجم الدین دادبخش سمنانی در قرن هفتم هجری قمری ساخته شده و در سال 1372 هجری شمسی به ثبت ملی رسیده است.
حسین شجره در مقالهای که در روزنامه اطلاعات در مورخ 8 خرداد سال 1319 هجری شمسی درج شده، مدفون این مقبره را شیخ نجمالدین طامه اکبری میداند، هر چند که واقعه شهادت شیخ نجمالدین کبری خوارزمی تقریباً شبیه واقعه شهادت پیر نجمالدین است که هر دو در حمله مغول به قتل رسیدهاند، ولی با توجه به مفاد کتاب" ریاض العارفین" این آرامگاه نمیتواند متعلق به شیخ نجمالدین خوارزمی باشد و در کتاب مذکور چنین آمده است:
"جمعی از اعاظم این طایفه(صوفیه) حلقه ارادتش( شیخ نجمالدین) در گوش جان کشیدهاند و از فیض اخلاقش به درجات والا رسیدهاند. من جمله شیخ مجدالدین بغدادی و شیخ نجم الدین رازی و... چون به سعایت اعادی شیخ مجدالدین بغدادی به سعادت شهادت نایل آمد، طبع آن جناب از خوارزمشاه ملول گردید و به اصحاب فرمود: که آتش از جانب مشرق شعله بر افروخت و تا نزدیک مغرب خواهد سوخت. شما را (خطاب به شاگردانش) به او طاق میباید رفت. اصحاب در دفع آن حادثه داعی و ساعی شدند. لشگر مغول حسب الأمر چنگیزخان به خوارزم رسیدند و به قتل و غارت پرداختند. شیخ جهاد نمود تا او را تیر باران کردند. شهادت شیخ در سنه 618 هجری قمری بود".
احتمالاً میتوان شیخ نجم الدین دادبخش را یکی از شاگردان شیخ نجم الدین خوارزمی به حساب آورد که به دستور وی برای مقابله با سپاه جرار مغول به وطن و زادگاه خود سمنان آمده است.
استاد "عبدالرفیع حقیقت" در کتاب "تاریخ قومس" مدفون این بقعه را کمالالدین سمنانی، منجم مشهور در دوره خوارزمشاهیان و پدر بی بی منجمه سمنانی، شاعره معروف میداند. در تذکره "صبح گلشن" چاپ هند از ملا نجمالدین سمنانی متخلص به نجم که از جمله اساتید برجسته بوده نام میبرد، ولی به علت این که وی در اواخر عمر در سمنان نبوده، بعید به نظر میرسد که در بقعه مزبور دفن شده باشد. لیکن قدر مسلم این است که پیر نجمالدین یکی از عرفای جلیلالقدر است که کرامات زیادی به او نسبت میدهند.
جناب احمد بن عمر، ابوالجناب نجم الدین کبری خیوکی خوارزمی ملقب به طامهی الکبری و پیرولی تراش و شیخ شهید به سال 540 هجری در خوارزم در منطقهای به نام خیوق یا خیوه یا خیوک دیده به جهان گشود. دوران کودکی و خردسالی او در خوارزم و تحت سرپرستی پدری علم دوست و صاحب فضل سپری شد و آغاز جوانی وی با سفرهایی توأم گشت تا جان تشنه علم پژوه وی را سیراب کند.
وی عارف، صوفی، محدث و شاعر، ملقب به کبری و شیخ تراش. کنیهی او را ابوالجناب و ابوالخباب نیز ذکر کردهاند. او مؤسس سلسله بود، روایات مختلفی در زمینه لقب وی در بین مؤلفان وجود دارد. بعضی معتقدند به سبب زیرکیاش، او را طامه الکبری( بلای بزرگ) نامیدهاند و بنا بر قولی دیگر چون در جوانی قدرت فوقالعادهای در بحث و احتجاج داشت، به این لقب معروف شده است.
در حمله مغولها پیر نجمالدین دادبخش، پیر حسین علمدار را به مبارزه و دفاع از سمنان تهییج و تشجیع کرد و خود پیشاپیش مردم به حرکت در آمده و به محافظت از برج و باروی شهر پرداختند ولی مقاومت دلاورانه مردم این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران پس از مقاومت شدید و پس از شهادت پیر نجمالدین(مقتول 619_617 ق) سرانجام به شکست مبدل شد.
بعد از رفتن سپاه مغول بسوی خوار و ری، افرادی که از قتل عام سمنان جان به در برده بودند، جنازه پیر حسین علمدار را جلوی دروازه عراق(ری) و جنازه پیر نجم الدین دادبخش را جلوی دروازه خراسان دفن کردند و برای یادبود این واقعه تاریخی ملی و جاوید نگه داشتن خاطره جانبازان میهن پرست شهر خود و تجلیل از روح پر فتوح سرداران با شهامت و افتخار آفرین، آرامگاههای آبرومندی برای هر یک بنا کردند که تاکنون باقی و پا برجاست.
گروهی مدفن مقبره شیخ نجمالدین دادبخش را شیخ نجمالدین طامه الکبری نامیدهاند، البته واقعه شهادت نجمالدین کبری که او نیز در جریان حمله مغولان به خوارزم کشته شده است تقریباً شبیه واقعه شهادت شیخ نجمالدین دادبخش است، اما برخی از محققان درباره شهادت شیخ نجمالدین طامه الکبری نوشتهاند.
"چون چنگیزخان آوازه وی را شنیده بود کسی را فرستاد بگوید که: من خوارزم را قتل عام خواهم کرد آن بزرگ باید میان ایشان برود و به ما بپیوندد، شیخ در جواب گفته: هفتاد سال با تلخ و شیرین روزگار در خوارزم با این طایفه به سر بردم، اکنون که هنگام نزول بلاست، اگر بگریزم از مروت به دور باشد."
بدین ترتیب احتمال داده میشود که دو تن از مدافعان معروف(پیر نجمالدین و پیر حسین علمدار) در شهر سمنان نیز از شاگردان شیخ نجمالدین طامه الکبری بودهاند که در موقع بروز فتنه مغولان به اشاره و به دستور شیخ بزرگ به زادگاه خود مراجعت کرده و طبق فرمان مرشد خویش به شرحی که گذشت همراه مردم سمنان دلاورانه از این شهر دفاع کرده و سرانجام در راه دفاع از ملک و ملت شهید شدهاند.
مقبره پیر نجمالدین که از بناهای قرن هفتم هجری است در شرق شهر سمنان در محلی بنام قبرستان پیر نجمالدین (دروازه خراسان)، واقع است. در سمت مغرب شهر سمنان ابتدای بلوار احداثی بین سمنان و محلات (بلوار حکیم الهی فعلی) مقبرهای وجود دارد که منسوب به پیر علمدار است.(دروازه عراق)
محمد خان صنیعالدوله در کتاب "مطلعالشمس" مقبره مزبور را مربوط به علمدار حضرت علی بن موسیالرضا(ع) دانسته، ولی مردم سمنان آن را همان پیر حسین علمدار میدانند.
رو به روی آرامگاه پیر نجم الدین دو ستون خشتی بسیار بزرگ از خشت خام قرار داشته که برخی از مردم آن را مقبره فرزندان امیر تیمور گورکانی میدانستند. طبق تصمیمات نوسازی شهری سالها است که کوچه پیر نجم الدین به خیابان عریضی تبدیل گشته است و عملیات خانه سازی در این خیابان به سرعت پیش رفته تا آن جا که مقبره مذکور که سابقاً در کنار قرار داشته در وسط خیابان به صورت میدانی کوچک در آمده و جلوه خاصی به خیابان داده است.
مقبره پیر نجم الدین که یکی از آثار دوره مغول است شامل ایوان حرم و گنبد است و به علت این که قبلاً در وسط گورستان قرار داشته و اکنون در خیابان است فاقد صحن است، ایوان رو به جنوب و متصل به بقعه ساخته شده و 7 متر ارتفاع و 3.5 متر دهنه دارد.
در سمت غرب حرم و رو به قبله محراب بلند و سادهای به چشم میخورد که چیزی جز فرورفتگی نیست. در سه طرف دیگر اطاق، سه طاقچه توگرد با طاقهای جناغی ساخته شده که به غیر از طاقچه جنوبی که از آن به عنوان نورگیر استفاده میشود، بقیه محل دفن اموات بوده است.
در سه گوشه بقعه پنج طاقچه کوچک به نیت 5 تن جهت روشن کردن شمع ساختهاند، در گوشه شمال غربی حرم بر بالای قبری که تقریباً نیم متر از کف اتاق بلندتر است، سه ردیف کاشیکاری دیده میشود که اشعاری به خط سفید بر متن لاجوردی آن نوشته شده است. همچنین در داخل حرم و زیر گنبد، 8 ایوان به نیت امام هشتم ساخته شده است که بعضی از آنها به عنوان نورگیر استفاده میشود.
از پیرنجم الدین نوشتهها و کتابهایی بجا مانده است که میتوان از جمله به 25 رباعی معروف وی اشاره کرد...
چون نیست زهرچه نیست جز باد به دست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
گزارش از: مسعود محقق، خبرنگار ایسنا، منطقه سمنان
انتهای پیام

