حمام تاريخي خانم در گذر باريك بازارچه نايبالسلطنه
| جنگ نابرابر عليه حمام خانم | |
| آنها هزار نفر بودند دوستدار ميراث فرهنگي.اما امروز تنها يك نفر مدافع هويت از دست رفته حمام خانم است. | ![]() |
| تهران _ ميراث خبر گروه اجتماعي، صبا آذرپيك: حمام تاريخي خانم در گذر باريك بازارچه نايبالسلطنه ديگر منتظر هيچ خسته از راهي نيست تا غبار از تن بشويد و انگار خاطرات اهالي بازارچه براي هميشه در خزينه گرم و تاريك اين حمام صفوي به خواب سنگين فرو رفته است. هنوز بازارچه نايبالسلطنه، بازارچهاي قديمي در قلب تاريخ كهن تهران، به نام «حمام خانم» يادگار خاندان صفوي اعتبار دارد و هنوز اهالي اين محل در گذر از حمام تاريخي پدران خود، به ياد خاطرات گذشته كودكي ميافتند. براي ماندن اين تاريخ 400 ساله تنها به ثبت آن در فهرست ملي اكتفا شد و سازمان اوقاف و امور خيريه هم تنها در حد امضاي ورق مالكيت، در تحمل بار سنگين تاريخ 430 ساله به ياري يادگار خواهر شاه طهماسب آمد. در حالي كه بسياري از مردان امروز و كودكان ديروز، خاطرات صبحهاي جمعه و رفتن به حمام صفوي را در كاشيهاي سفيد و آبي آن به ياد ميآورند، امروز نه از جلال و شكوه تنها يادگار دوران صفوي در تهران قديم خبري هست و نه از هلهله و شادي همسفران هميشگي اين خانه پاكي! بيتوجهي و بياهميتي به ارثيه قديمي پدرانمان سبب شده تا حتي تلاشهاي وارثان براي ماندگاري اين اثر تاريخي بينتيجه باشد. در حالي كه حاجملامحمد جعفر چالميران در سال 1275 ه.ق با تاييد اكثر علما و بزرگان آن دوران، براي حفظ و نگهداري و جلوگيري از فرسايش تدريجي اين حمام و كوتاه كردن دستان سودجويان، حمام خانم را وقف كرد، اما اين تدبير هم سودمند نبود و يكي از زيباترين آثار صفوي زير لايههاي بيتوجهي براي هميشه مدفون شد. اگرچه در تمام نقشههاي تاريخي تهران قديم از جمله نقشه سالهاي 1275 و 1209 هجري قمري از تهران قديم كه توسط حاج نجمالملك تهيه شده، حمام تاريخي خانم و گذري به همين نام مشخص بوده، اما امروز تنها لوح سنگي بر سردر اين بناي ارزشمند تنها نشانه هويت آن است. به گفته اهالي محل در دوران جنگ، بنا به دستوري غيركارشناسي از سوي مسولان سازمان ميراث فرهنگي وقت، گنبدهاي حمام خانم خراب شد و طاقهاي زيباي قديمي كه جلوه ويژه اي به محل ميدادند جاي خود را به صفحهاي تخت از آجر و سيمان دادند. خزينه از خاك پر شد و 4 گرمخانه قديمي نيز زير سايه دستوري مبهم براي هميشه از مقابل ديدگان مخفي ماند. «مهدي بادامي»، متولي، يا بهتر بگوييم رفيق گرمابه و گلستان حمام صفوي تهران ، از روزهاي دشواري كه بر اين اثر تاريخي سپري شده ميگويد ،از نامههايي كه به اجبار او را مجبور به صاف كردن طاق اين اثر كرده است. پوشش سقف مركزي بينه حمام، از خيز آن تخريب و تيرآهن جاي آن را گرفت وبه جاي نورگيرهاي قديمي، نورگيرهاي مشبك فلزي دريچه ورود نور به اين بينه قديمي شد. خزينههاي حمام قديمي و حوض مركزي بينه حمام از خاك پر شده و به عبارتي نيمي از هويت حمام صفوي به دليل نامعلوم، به تاريخ سپرده شده است. برق چشمان اهالي محل را وقتي از كاشيكاريهاي قديمي حمام خانم صحبت ميكنند به خوبي ميبيني ؛ كاشيهاي دفن شده زير كاشيهاي جديد همه به سفيدي برف و آبي آسمان بودهاند، با حاشيهاي لاجوردي كه آرامش خاصي را به مهمانان خزينه و گرمخانه ميداده است . كف بينه هم با همين كاشيها پوشيده شده بود اما از آنجا كه انگار كاشيهاي قديمي به مهر كهنگي، محكوم به نابودي بودند زير لايهاي سنگين از موزاييكهاي امروزي آيينه تاريخ را به خاك سپردهاند. سردر ورودي حمام خانم هم شمايي از گذشته ندارد و نه از آن در چوبي خبري هست و نه از كتيبه و كاشيكاريهاي سردر حمام! نقشهاي گل و بوته كه در نخستين نگاه به رفيقان گرمابه و گلستان خوشآمد ميگفت، جاي خودش را به لوحي سنگي و كتيبهاي آبي داده كه حكايت از ثبت شدن اين اثر ملي دارد. اما ثبت هم بسيار دير انجام شد و سال82، مسولان تازه به ياد افتادند كه حمام خانم در گذري به همين نام در بازارچهاي تاريخي، موروثه پدران تاريخ بوده و روزهاي سختي را بدون پشتيبان سپري كرده است. امروز حرفها و خندهها و غمهايي كه مثل چرك تن در درددل با هم خزينهايها به آب سپرده مي شد ، از خاطره ها محو شده است. اما گرمابه و حمام هم محكوم به نابودي است و آنچه تاكنون حمام خانم را استوار نگه داشته، تلاش مردي است كه نه مالك است و نه مسئول ونه مدير، تنها عاشق تاريخ است و حفظ اين ارث براي آيندگان شهرش! «بادامي» تمام هزينههاي مرمتي را به تنهايي پذيرفته وخزينهها را از خاك خالي كرده. كاشيكاري، مرمت پلههاي ورودي و خريد و نصب شيشههاي كاشي نما در وروديهاي نور طاق تنها بخشي از اقدامات وي براي مرمت اين اثر تاريخي است. به گفته وي، گرمخانههاي بينه حمام زير بار سنگين مغازه همسايه كه روي دوش يكي از اين گرمخانهها قرار گرفته، تركهاي عميقي بر داشته اند. چهار گرمخانه ديگر هنوز پر است از خاك و ديوارهايي آنها را محصور كرده است. بادامي كه دستان خستهاش براي ياري گرفتن از مديران هنوز فشرده نشده از نا تواني مالي براي احياي گرمخانهها و خالي كردن خاك بخشي از خزينه ابراز تاسف ميكند. وقتي پس از گذر از 11 پله به سمت پايين ،وارد فضاي حمام ميشوي، بينه 8 ضلعي با ديوارهايي يكدست از كاشيهاي جديد، حس نرمي را به تو تلقين ميكندوپس از عبور از چهار پله وارد راهرويي ميشوي كه در انتها به فضاي گرم گرمخانه ميرسد،فضايي باحفظ ساختار سنتي، ستونهايي با طاق چشمه ها وگنبدخانه اي مركزي كه هنوز پابرجاست. ميراث تاريخي از آن همگان است اما امروز تنها اين مرد خسته در راهروهاي سازمانهاي دولتي، ياري ميطلبد. تنها است و با توان مالي كم و ارادهاي پولادين تنها مدافع اين حمام صفوي | |
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 17:25 توسط کاظم خطیبی
|
.jpg)