قراي سبعه نامي که تکرار نمي‌شود
جام جم آنلاين: نخستين جغرافي دانان جهان اسلام در آثار خود از مناطق کوير بزرگ نمک،" قراي سبعه "نام برده اند که ديگر تکرار نمي شود.

به گزارش ايرنا، در آثار تاريخي و جغرافيايي عصر قاجاريه،" خور و بيابانک " را " جندق و بيابانک "مي ناميدند.

از روزگاران گذشته تاکنون اين ولايت نامهاي متفاوتي داشته است به طوريکه " قراي سبعه " يکي از اين نامها است که امروزه کمتر از آن سخن به ميان مي آيد.

" محمد حسن خان ضيع الدوله " در اثر خود با عنوان " مرآت البلدان " ، جندق و بيابانک را " قراي سبعه " مي خواند و به ذکر نواحي " ايراج " ، " جندق " ، " فرخي " ، " خور " ، " بياذه " ، " ارديب " و " مهرجان " اشاره مي کند.
" ابن خردادبه " ، " اسطخري " و " مقدسي " نيز اين ناحيه را با نام " سه ده " ياد مي کنند.

پرداختن به احوال و تاريخ اين نواحي نياز به زمان بسياري دارد لذا در اين گزارش به شرح مختصري از اين مناطق خواهيم پرداخت.

جندق:

شهر " جندق " در حاشيه جنوبي کوير نمک واقع شده است.

اين شهر با ايجاد قلعه اي در آن پديد آمده و بنا به روايت مورخين ، بناي قلعه جندق مربوط به دوره ساساني است زيرا زماني زندان انوشيروان عادل بوده و مردم جندق نيز بر اين عقيده استوار هستند.

جندق در زبان و گويش خوري " گنده " اطلاق مي شود و مردمان جندق را " گندشي " مي نامند.

استاد " عبدالکريم حکمت يغمايي " در کتاب مشهور خود با نام " بر ساحل کوير نمک " مي نويسد: "جندق صورت عري واژه " گنده " است و به احتمال زياد قلعه جندق پادگاني در گذرگاه کوير بوده و در زمان ساسانيان هر يکان سرباز را " گند " و فرمانده آن را " گند سالار " مي ناميدند.

وي در ادامه آورده است:حرف "ش" که پيش از ياي نسبت در گندشي آمده به دليل آن است که در گذشته پارسي زبانان در پاره اي از موارد " ه " را به " ش " بدل کرده اند .

بيشتر منطقه جندق و بيابانک در گذشته دور، دريايي مواج بوده و در بلنداي آن مکاني براي زندگي و تنها اميد ساکنان اين تمدن کهن وجود کشتي بزرگي بوده است که مسير جندق و بيابانک را مي پيموده است.

ايراج:

از " ايراج " در متون قرون سوم و چهارم هجري با نام " ارا " و " ارابه " ياد شده است و مردمان خوري به آن " ايرا " مي گويند.

ايراج داراي قلعه اي قديمي است که بر روي ارتفاعي در روستا واقع شده و در سال 1327 هجري قمري در درگيري بين قواي دولتي با " رمضان خان باصري " بخشي از آن آسيب ديد.

رمضان خان در سال 1336 هجري قمري از فارس وارد خور و بيابانک شده بود.

از ديگر آثار تاريخي ايراج مي توان به " سرو کهن " اشاره کرد که داراي ارتفاعي بيش از 50 متر و عمري حدود يک هزار سال است.

" بقعه خضرنبي " نيز يکي ديگر از آثار تاريخي اين منطقه است.

بياذه:

اين روستا در جنوبي ترين کرانه کوير نمک با فاصله 55 کيلومتري از خور آرميده است.

در متون جغرافيايي قرن چهارم و پنجم هجري قمري از " بياذه " با نام هاي " بياذق "، " بيادق " و " بيدق " ياد کرده‌اند.

" ناصر خسرو قبادياني " در سال 444 هجري قمري در سفر خود هنگام بازديد از روستاهاي جنوبي کوير نمک به " گرمه " مي رسد و از آنجا به بياذه رهسپار مي شود.

او در خاطرات خود به ذکر " پياده " اشاره مي کند.

لهجه مردمان ساکن در بياذه بيشتر شبيه به لهجه کرماني هاست.

قلعه تاريخي اين روستا که بناي آن به دوران ساسانيان مي رسد قدمتي ديرينه دارد و در رديف دژهاي استوار ايران محسوب مي شود.

اين نمونه با ارزش تاريخي و گردشگري از هنر، فرهنگ و معماري گذشته ايرانيان حکايت دارد و حفاظت بيشتري را مي طلبد.

در بياذه هفت دروازه و هفت محله با نامهاي متفاوت وجود دارد.

ارديب:

نام اين روستا مخفف " ارديبهشت " است و ايرانيان در اين ماه نيکوترين روز را براي رفتن به آتشکده ها جهت نيايش انتخاب مي کردند و " اردي " تمثيلي از درستي و پاکي آتش مقدس بوده است.

" امير اسماعيل خان عرب عامري " يکي از حکام جندق و بيابانک ، ديوانخانه ارديب را مقر فرمانروايي خود قرار داده بود.

گرمه:

اين روستا در 30 کيلومتري جنوب خور قرار دارد و ناصر خسرو در سفرنامه خود نامي از آن برده است.

مردمان گرمه داراي زبان قديمي هستند و خور را " هسب " مي گويند.

قلعه، قبرستان کشته ها، امامزادگان و استودان گبرها از جمله آثار تاريخي روستاي گرمه محسوب مي شوند.

مهرجان:

مهرجان از ديگر روستاهايي است که در فاصله 33 کيلومتري جنوب شرقي خور و بيابانک واقع شده است و در زبان و گويش خوري از آن به نام " مهرگون " ياد مي شود.

مهرگان ،‌ بزرگترين جشن ايران باستان پس از ايام نوروز بوده است.

" ياقوت حموي " در کتاب " معجم البلدان " از مهرجان به عنوان دهي بزرگ و خراب بين راه اصفهان و طبس ياد کرده است.

در مهرجان سنگ نوشته هاي تاريخي مربوط به قرن هشتم و نهم هجري قمري وجود دارد.

يکي از زيارتگاه هاي اهالي مهرجان ، " گنبد شمس الدين " عارف و صوفي بيابانکي متعلق به قرن هشتم هجري قمري است که بر مزارش ضريحي از جنس چوب قديمي به چشم مي خورد.

فرخي:

روستاي فرخي در فاصله 17 کيلومتري غرب خور واقع شده است و مردمان آنجا بيشتر همانند مردمان خور سخن مي گويند.

خوري ها در گويش خود به فرخي " فروي " و به اهالي آنجا " فرويگي " مي گويند.

مسجد جامع اين روستا از جمله آثاري است که به دستور " حاج سيد ميرزا جندقي " مجتهد و قاضي نامور جندق و بيابانک در سال 1256 هجري قمري بنا شده است.

اين روستا در ميان ديگر مناطق خور وبيابانک در گذشته به دارالامان شهرت داشته باشد که حريم آن شعاع سه کيلومتري بوده و کساني که از حاکمان جور در امان نبودند خود را به فرخي و به نزد قاضي که شخصي داراي احترام بود مي رساندند و او نيز آنان را پناه مي داد.

شهرستان خورو بيابانک با 17 هزار نفر جمعيت در شرق اصفهان واقع شده است.